پیشکسوت
 
علمی/فرهنگی

1-گر دایره  کوزه زگوهر سازند    

 ازکوزه همان برون تراود که در اوست

2-با سیه دل چه سود گفتن وعظ       

 نرود میخ آهنین در سنگ

3-شکسته بال تر زمن در میان مرغان نیست  

 دلم خوش است که نامم کبوتر حرم است

 4-هر دم که دل به عشق دهی خوش دمی بود      

 در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست(حافظ)

5-چنین است رسم سرای درشت  

گهی پشت برزین، گهی زین به پشت(فردوسی)

6-امیدوار بُوَد آدمی به خیر کسان  

مرا به خیر تو امید نیست، شر مرسان(سعدی)

7-صوفی نشود صافی ، تا در نکشد جامی 

 بسیار سفر باید ، تا پخته شود خامی

8-در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب   

یارب مباد آن که گدا معتبر شود(حافظ)

9-در محفل خود راه مده همچو منی را

افسرده دل افسرده کند انجمنی را(قائم مقام)

 10-مرو به هند و بیا با خدای خویش بساز 

که (به) هر کجا که روی آسمان همین رنگ است

11-منظر دل نیست جای صحبت اضداد   

 دیو چو بیرون رود فرشته در آید


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ششم آذر 1393 توسط دکترمیری

بدان که مردم از3 جنس اند:

بعضی چون غذا هستند که وجودشان برای ما لازم است .

بعضی چون دارو هستند که فقط گاهی به آن ها نیاز داریم .

برخی دیگر مانند بیماری هستند که ما هرگز به آن ها نیاز نداریم ، و لیکن گاهی گرفتارشان می شویم که در چنین هنگامی باید صبر و تحمل داشته باشیم تا به سلامت از دست آن ها ، رها شویم .

"ابو حامد امام محمد غزالی ، کیمیای سعادت”


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و سوم آبان 1393 توسط دکترمیری

علی مقدادی اصفهانی از والد مرحومش، حاج شیخ حسنعلی اصفهانی نخودکی قدس‌سره نقل می‌کند که ایشان می‌فرمودند: روزی میرداماد رحمةاللّه‌علیه در مدرسه درس می‌داد، ناگهان روی منبر حالت اغما به ایشان دست داد و بی‌هوش شد. او را به منزل بردند، یک هفته گذشت. همه اطبا شهر به عیادتش آمدند، ولی او به هوش نیامد. به شاه عباس خبر دادند. شاه عباس مرحوم شیخ بهایی رحمةاللّه‌علیه را خواست و استدعا کرد بروید و از ایشان عیادت کنید. مرحوم شیخ بهایی به عیادت میرداماد آمدند و نبض ایشان را گرفتند. سپس نزد شاه عباس برگشتند و فرمودند: ایشان مزاجا سالم می‌باشند، ولی شخص بزرگی در ایشان تصرف کرده و ایشان را به این حال درآورده است. شاه عباس برای حل مشکل، از شیخ بهایی درخواست می‌کند که آن شخص بزرگ را پیدا کند. مرحوم شیخ برمی‌گردد و از خادم مدرسه، از واردین روز شنبه استفسار می‌کند. وی شرح می‌دهد که چند نفر آمدند و مدتی ایستادند و صحبت‌های میر را گوش کردند و از مدرسه که خارج شدند، میر به این حالت درآمد. مرحوم شیخ بهایی نشانی‌های بیشتری از خادم گرفته و رفتند و در تخت پولاد مشغول جستجو شدند و به میرفندرسکی رحمةاللّه‌علیه برخوردند و دیدند نشان‌ها بر ایشان تطبیق می‌کند. بعد از سلام و عرض ارادت، عرض کردند: این سید، چه تقصیر داشته که شما او را ادب نموده‌اید؟ فرمودند: من مدتی حرف‌های او را گوش کردم. او بالتمام از عذاب و قهاریت خدا سخن می‌گفت و این سبب می‌شد که مردم از خدا ناامید و دور شوند و حال آنکه همه انبیا آمده‌اند که مردم را به خدا نزدیک کنند. در قرآن هر آیه عذاب که آمده، یک آیه رحمت بعد از آن نازل شده است. نبّی عبادی انّی انا الغفور الرحیم، حجر/۴۹؛ یعنی به بندگانم اطلاع بده که من، خداوندی بسیار آمرزنده و مهربانم.
مرحوم شیخ بهایی فرمودند: اهل بیت سید که تقصیر ندارند و خیلی در ناراحتی به سر می‌برند. میرفندرسکی فرمودند: بروید، خوب شد مرحوم شیخ بهایی که برگشتند، دیدند میرداماد به حال آمده و نشسته است. در این زمینه نقل شده است که از یکی از مشایخ پرسیدند: خداوند چرا خلق را آفرید؟ فرمود: نعمتش زیاد بود نعمت‌خوار می‌خواست؛ رحمتش زیاد بود توبه‌کار می‌خواست؛ قدرتش زیاد بود نظّاره می‌خواست.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه پانزدهم آبان 1393 توسط دکترمیری
  ashoura.jpg

چه کسی دیده لب آب بسوزد جگری؟
روی دست پدری جان بسپارد پسری؟
 چه کسی دیده که لب تشنه ای از سوز عطش
آب در دست و ننوشد به هوای دگری!


نوشته شده در تاريخ سه شنبه سیزدهم آبان 1393 توسط دکترمیری
 


۱قهوه: معلوم نیست از یک میلیارد و ششصد میلیون نفری که هر روز یک یا چند فنجان قهوه می‌خورند چند نفرشان می‌دانند که این نوشیدنی خوشمزه را مسلمانان پیدا کرده‌اند؟ در متون تاریخی و کتب مختلف به صراحت آمده است که 1400 سال پیش مسلمانان یمن از قهوه استفاده می‌کرده‌اند. آنها هم برای مصارف خوراکی و هم درمانی از قهوه بهره می‌بردند. این ماده نیروزا و گوارا از یمن به امپراطوری عثمانی راه پیدا کرد و به یکی از اصلی‌ترین نوشیدنی‌های شهرهای بزرگ مسلمان مانند قاهره، دمشق، استانبول و بغداد تبدیل شد. قهوه از عثمانی و از طریق شهر ونیز در ایتالیای آن دوران راه خود را به سوی اروپا کشاند و آنها در خوردن قهوه از مسلمین پیشی گرفتند. جالب اینجاست که کاتولیک ها در ابتدا هیچگاه قهوه نمی‌خوردند و آن را "نوشیدنی اسلامی" می‌دانستند.این بود حکایت قهوه‌ای که از دستان چوپانان یمنی و اتیوپیایی به میزهای مجلل اروپائی‌ها رسید و به نوشیدنی محبوب جهان تبدیل شد به طوریکه روزانه یک میلیارد فنجان قهوه در جهان مصرف می‌شود.‌

2-جبر: از میلیون‌ها دانش‌آموز راهنمائی و دبیرستانی در سرتاسر جهان که روزانه با جبر سروکله می‌زنند شاید تعداد کمی بدانند که جبر را دانشمند مسلمان و ایرانی، محمد ابن موسی الخوارزمی بنیاد نهاده است. شاهکار این دانشمند بزرگ اسلامی کتاب "المختار فی حساب الجبر و المقابله" می‌باشد که در مورد احتمالات، جبر و ریاضی است. اصلاً خود نام الجبرا در انگلیسی از نام جبر در زبان عربی و به احترام همین دانشمند ایرانی اقتباس شده است.کتاب‌های خوارزمی در سده 1000 و 1100 در اروپا ترجمه شد و به پایه‌های حساب و ریاضی این قاره و مردمان نه چندان متمدن آن روزگار تبدیل شد.

‌3-دانشگاه‌های رتبه‌بندی شده: یکی از افتخارات مسلمانان ایجاد دانشگاه‌های مختلف در سرزمین‌های اسلامی است. اصلاً خود مساجد در زمان‌های پیشین به عنوان مدارس و دانشگاه نیز مورد استفاده قرار می‌گرفت. آموزه‌هایی چون فقه و حدیث از همین مساجد شروع شد. با این حال اولین مکان‌های رسمی آموزش در جهان اسلام با عنوان مدرسه پایه‌گذاری شد تا بوسیله آنها دانش‌آموزان ودانشجویان علوم اسلامی و طبیعی را فرا گیرند.اولین دانشگاه اسلامی احتمالاً در سال 859 میلادی در شهر فس در مراکش و به دستور فاطمه الفهری ساخته شد که در پایان هر دوره به فارغ‌التحصیلان مدرک ارائه می‌کرد. دانشگاه‌های اسلامی نجف، الازهر و همچنین مدارس نظامیه بغداد که از سوی ایرانیان مسلمان بنا نهاده شده نیز جزء اولین دانشگاه‌های جهان اسلام به شمار می‌رود.

4-دسته‌های موزیک نظامی:بازهم خیلی ها نمی‌دانند که اولین دسته‌های مارش و موزیک نظامی را مسلمین ایجاد کردند. این دسته‌ها که برای تهییج و ایجاد نظم در صفوف سربازان در هنگام جنگ به کار می‌رفت اولین بار در دهه 1300 میلادی توسط مهتران امپراطوری عثمانی به وجود آمد. نام این دسته‌های موزیک نیز "جان نثار" بود. اروپائی‌ها بعدها و در جنگ‌های خود از این دسته‌ها الگوبرداری کدند و برای ترساندن نیروهای دشمن از آن استفاده کردند.

5-دوربین:جهان بدون دوربین و تصویر غیرقابل تصور است. اما کانون و نیکون هیچوقت نمی‌توانستند این همه دوربین بسازند و به مردم دنیا بفروشند اگر ابن هیثم نبود. این دانشمند مسلمان قرن 11 بود که اصول اولیه اپتیک و علم نور را تشریح کرد و اصول نخستین ساخت یک دوربین را شرح داد. او که در اوایل سده 1000 میلادی در قاهره زندگی می کرد به یکی از بزرگترین دانشمندان و محققان جهان اسلام تبدیل شد و به اصول کار و انتشار نور پی برد که در نهایت به ساختن دوربین‌های مدرن ختم شد.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه پنجم آبان 1393 توسط دکترمیری

 زندگی می تواند کاملاً متفاوت باشد برای آنها که تصمیمات مهم می گیرند، معنا و مفهوم زندگی شما همان چیزی است که خودتان هر روز با اعمال و افکارتان می سازید. زندگی از انتخاب های شما تشکیل می شود و تصمیم گیری اهمیت زیادی دارد زیرا هر انتخاب شما هم عواقب و هم فوایدی به دنبال دارد؛ سعی کنید همیشه قبل از هر تصمیم این دو را در نظر بگیرید.

از زمان حال لذت ببرید...هر روز را طوری زندگی کنید انگار آخرین روز زندگیتان است. امروز هدیه ای به شماست. زندگی موقعیت ها و فرصت های زیادی را به شما هدیه می دهد اما زمانی می توانید از فرصت زندگی کردن خود بیشتری استفاده را ببرید که انتخاب های درستی داشته باشید. از هر لحظه زندگی لذت ببرید. هر روز می تواند شروعی تازه با انتخاب هایی پیش رویتان باشد، پس منتظر چه هستید؟

ماجراجو باشید...کمی به اکتشاف بپردازید و از چالش های تازه استقبال کنید. همراه با عزیزانتان به دیدن مکان های جدید بروید. راه هایی را انتخاب کنید که دیگران انتخاب نمی کنند. خودتان را اسیر عادت های همیشگی نکنید. زندگی با ماجراجویی بسیار هیجان انگیزتر خواهد بود.

دفترچه خاطرات داشته باشید...موفقیت ها و شادی های زندگیتان را ثبت کنید. وقت بگذارید و نوشته های قبلیتان را بخوانید. این می تواند منبع الهام خوبی برای خودتان و دیگران باشد.

 همه را دوست بدارید...خودتان را دوست داشته باشید به زیبایی بیرونی و درونی خودتان دقت کنید تا بتوانید همان را در دیگران ببینید. پذیرش از درون می آید. به چیزهایی از خودتان که دوست ندارید فکر نکنید. درعوض، چیزهایی را در خودتان پیدا کنید که دوست دارید.دیگران را دوست داشته باشید؛ کسانی که با شما خوب رفتار می کنند را دوست بدارید. بدون اینکه انتظار دوست داشته شدن و محبت دیدن داشته باشید، دوست بدارید و محبت کنید. در برخورد با دیگرانخودخواه نباشید.

همه آدمها را بپذیرید...مهربان و مودب باشید. از همراهی دیگران لذت ببرید. خوبی های آنها را ببینید نه تفاوت هایی که با شما دارند. دیگران را قضاوت نکنید و طوری با همه رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار کنند.

هدف زندگی را دریابید....چیزی را پیدا کنید که به زندگیتان معنا و مفهوم دهد. وقتی چیزی پیدا کردید که برایش زندگی کنید، مطمئناً بهتر زندگی خواهید کرد. اگر روابطتان هدف اصلی زندگیتان نباشد، شغلتان یا هر چیز دیگری می تواند باشد. معنای زندگی شما چیزی است که خودتان تعیین می کنید. برای خودتان هدف تعیین کنید و برای رسیدن به آن تلاش کنید.

 کمک کنید....بی دریغ به دیگران خدمت کنید. از همسایه تان شروع کنید. به افراد نیازمند کمک کنید. کمک کردن نه تنها باعث می شود انسان بهتری باشید، بلکه به رشد دیگران نیز کمک می کند.

 واقع بین باشید...اهدافی متناسب با توانایی ها و استعدادهایتان تعیین کنید. هر تلاش را یک دستاورد در نظر بگیرید.

 به دنبال تعادل باشید...روز و شب، جلو و عقب، خوب و بد را در هر چیزی بشناسید.

 مثبت باشید...بر افکار و اتفاقات خوب تمرکز کنید. خیلی به خودتان سخت نگیرید. اذیت کردن و آزار رساندن به خودتان هیچ فایده ای ندارد. مثبت باشید. مثبت فکر کنید، مثبت حرف بزنید و مثبت عمل کنید. همیشه نیمه پر لیوان را ببینید.

 کنترل خود را حفظ کنید...مسئول رفتارها و اعمال خودتان باشید. با خود صادق باشید. در هر موقعیتی یک رمز شخصی داشته باشید. به دنبال زمینه های مشترک باشید.

 به قلب و روحتان گوش دهید...به ندای درونتان گوش دهید اما برای تصمیم گیری آزاد باشید. از غریزه تان استفاده کنید. اجازه ندهید دیگران به شما بگویند چه بکنید.

ذهنتان را پاک کنید...دعا و راز و نیاز با خدا، تمرینات یوگا، مدیتیشن و تای چی روحتان را جوان و شاداب کرده و باعث می شود بهتر تمرکز کنید.

سبکبار باشید...خواسته ها، تمایلات و دارایی ها نباید مالک شما باشند. خودتان را از تکانه ها آزاد کنید. تصمیم بگیرید فقط به نیازهای ساده و روزمره خود فکر کنید.

 بخندید...خنده بهترین دارو است. خندیدن در بدن اندورفین آزاد می کند و طول عمر شما را افزایش می دهد. شادی درونی واقعاً زیبا و لذت بخش است.

انعطاف پذیر باشید...به تغییر بعنوان چیزی مثبت در زندگی نگاه کنید. گاهی اوقات باید با جریانی که پیش از شماست پیش روید.

 چند هدف روزانه لیست کنید...یک دوست جدید پیدا کنید، برای شنا یا پیاده روی بروید. برای لذت بردن از هر روزتان برنامه داشته باشید.

چیزهای کوچک را تحسین کنید...وقتی برای پیاده روی در محل همیشگی می روید، سعی کنید این بار با دفعات قبل متفاوت بوده و چیزهایی جدید کشف کنید. وانمود کنید که در کشوری دیگر هستید و بار اول است که به آنجا آمده اید. با خانواده تان بیرون بروید و خوش بگذرانید. برای درک زیبایی های اطرافتان وقت بگذارید.

 خودتان و دیگران را ببخشید...انرژی منفی که بخاطر شکست های قبلی احاطه تان کرده و شما را عقب نگه داشته را آزاد کنید. به استقبال هر چیزی بروید که زندگی برایتان پیش می آورد.

 با خودتان و دیگران، مخصوصاً با خودتان، صادق باشید...اگر با خودتان صادق نباشید، استرسی پنهانی در شما ایجاد می شود که همه شادی و انرژی تان را می گیرد. پذیرفتن خود خیلی مهم است. صادق بودن زندگی تان را ساده تر می کند و باعث می شود آنهایی که بخاطر دیدگاه هایتان دوستتان ندارند از شما دور شوند. صداقت داشتن با دیگران اعتماد می سازد و با خودتان اعتماد به نفس.

  در انتظار فردا باشید...هر روز خاص است. هیچ روزی شبیه روز قبل نیست و هر روزی به نوبه خود زیباست. اگر همه چیز بر وفق مرادتان پیش نمی رود، به خاطر داشته باشید که همیشه فردایی وجود دارد. ممکن است فردا زندگیتان بهتر شود.

افکار منفی تان را پاک کنید...برای پاک کردن ریشه افکار منفی (عصبانیت، ترس، تردید، تنفر و ...) وارد عمل شوید. هر فکر منفی را با یک فکر مثبت جایگزین کنید. ممکن است در آن لحظه خیلی حس خوبی نداشته باشید اما وقتی به چیزهای خوب فکر کنید مطمئناً حالتان بهتر خواهد شد. به همه نعمت هایی که در زندگی به شما داده شده فکر کنید زیرا بااینکه ممکن است گاهی همه چیز به هم بریزد و اوضاع چندان مطلوب نباشد، اما آینده سرشار از امید است. لبخند بزنید و احساسات و افکار منفی را درون خود نگه ندارید.

 پایه ای محکم برای اعتقاداتتان بسازید...اما، متواضع باشید و به عقاید دیگران احترام بگذارید. از هر چیزی که به آن اعتقاد دارید دفاع کنید و اجازه ندهید دیگران باورهایتان را سرکوب کنند. می توانید در عین حفظ باورها و ارزش های خود اما از ایده های دیگران نیز استقبال کنید. درگیر جزئیات نشوید. وقتی تعارضات بزرگ برایتان پیش می آید سعی کنید راه هایی خلاقانه برای زندگی با آنها پیدا کنید. کدام مهمتر است، اینکه یکی از عزیزانتان با شما مخالف است یا اینکه دوستش دارید؟

 لیست پیش از مرگ تهیه کنید...لیستی از همه کارهایی که دوست دارید قبل از مردن انجام دهید تهیه کنید، مثل یاد گرفتن یک مهارت سخت، پیشرفت کردن در یک کار یا ورزش، بانجی جامپینگ، ... هر بار که کاری از لیستتان را انجام می دهید، جلوی آن تیک بزنید. این روند پیشرفتتان را نشان می دهد.

 دوستیابی کنید...دوستانی واقعی پیدا کنید؛ دوستانی که در حضور آنها بتوانید خودتان باشید. با آنها به جاهای بیشتری بروید تا بتوانید در لذت هایتان با آنها شریک شوید.هر روز چیزهایی که قدردانشان هستید را تشخیص دهید. بگذارید خانواده، دوستان و عزیزانتان ببینند تا چه اندازه برای داشتن آنها قدردان هستید. کاری انجام دهید که الهام بخشتان باشد: پیدا کردن یک الگوی تازه برای زندگیتان یا خواندن کلامی عبرت آموز از بزرگی. 

خود را درگیر گذشته نکنید...نگران اشتباهاتی که در گذشته مرتکب شدید نباشید، سعی کنید از آنها درس بگیرید. هر اشتباه درسی با خود دارد. نگران گذشته نباشید زیرا گذشته است. نگران آینده هم نباشید چون هنوز نیامده است. در امروز زندگی کنید. از همه چیز و همه کس در اطرافتان تقدیر کنید�خانواده، دوستان، خانه، حیوانات، محیط و دنیا. یک روز که بیدار شوید می بینید که یکی از آنها را از دست داده اید. به همین دلیل باید وقتی آنها را دارید قدرشان را بدانید.به خاطر داشته باشید که با اینکه ممکن است در حال حاضر همه چیز سخت به نظر برسد اما بدون شک یک نفر هست که اتفاقات و موقعیتی بسیار بدتر از شما دارد.

 اجازه ندهید دارایی ها بر زندگیتان فرمانروایی کنند...اجازه ندهید وسایل الکترونیکی جدید، لباس ها و ماشینتان کنترل زندگی شما را به دست گیرند. دارایی های مادی فقط وسیله ای برای کمک به بهبودی زندگی شما هستند. خودتان ارجح هستید.

  آرزوهایتان را دنبال کنید...لیستی از همه چیزهایی که روزی دوست داشتید داشته باشید یا انجام دهید تهیه کنید. با نشستن و نوشتن هیچ آرزویی برآورده نخواهد شد. باید بلند شوید و دست به تلاش بزنید. سخت کار کنید و سعی کنید آرزوهایتان را به واقعیت تبدیل کنید. اگر واقعاً چیزی را بخواهید، راهی برای دست یافتن به آن پیدا خواهید کرد.

 دلسرد نشوید..شکست را نپذیرید، حتی اگر به نظر برسد تنها گزینه موجود باشد. به موانعی که دیگران برای اینکه به آنچه که هستند تبدیل شوند پشت سر گذاشته اند نگاه کنید. آن را وارد زندگی خود کرده و از آنها درس بگیرید.

 شجاعت لازم برای اینکه خودتان باشید را داشته باشید... خجالت نکشید! شما همانی هستید که هستید. حتی اگر اجتماع دوستتان نداشته باشید، همین هستید، پس چیزی که دیگران فکر می کنند را فراموش کنید و زندیگتان را بکنید. کاری را بکنید که دوست دارید چون زندگی شما همان است که خودتان می سازید. زندگی شما متعلق به خود شماست. هیچکس دیگر نمی خواهد زندگی شما را زندگی کند، پس همه چیز به خودتان بستگی دارد.  خودتان باشید. حرف ها و قضاوت های دیگران برایتان بی اهمیت باشد._ زندگی کوتاه تر از آن است که با پشیمانی و حسرت زندگی کنید. برای جلوگیری از بیماری، خشمتان را فروکش دهید و سبک و آزاد زندگی کنید._ عشق را منتقل کنید._ بیشتر گوش دهید، کمتر حرف بزنید._ اشتباهات و کمبودهایتان را پذیرفته و فراموش کنید._ به آنچه که دارید ارزش بگذارید._ قدرشناسی تان را ابراز کنید.


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و نهم مهر 1393 توسط دکترمیری
چوپانى به مقام وزارت رسید. هر روز بامداد بر مى‌خاست و كلید بر مى‌داشت و درب خانه پیشین خود باز مى‌كرد و ساعتى را در خانه چوپانى خود مى‌گذراند. سپس از آنجا بیرون مى‌آمد و به نزد امیر مى‌رفت. شاه را خبر دادند كه وزیر هر روز صبح به خلوتى مى‌رود و هیچ كس را از كار او آگاهى نیست. امیر را میل بر آن شد تا بداند كه در آن خانه چیست. روزى ناگاه از پس وزیر بدان خانه در آمد. وزیر را دید كه پوستین چوپانى بر تن كرده و عصاى چوپانان به دست گرفته و آواز چوپانى مى‌خواند. امیر گفت: «اى وزیر! این چیست كه مى‌بینم؟»وزیر گفت: «هر روز بدین جا مى‌آیم تا ابتداى خویش را فراموش نكنم و به غلط نیفتم، كه هر كه روزگار ضعف به یاد آرد، در وقت توانگرى، به غرور نغلتد.»امیر، انگشترى خود از انگشت بیرون كرد و گفت: «بگیر و در انگشت كن؛ تاكنون وزیر بودى، اكنون امیرى!»در آیه 5 سوره فاطر آمده است: «...فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا...»یعنی: «زندگی دنیا شما را نفریبد.»باتشکرازخانم عربشاهی بدلیل ارسال این مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و یکم مهر 1393 توسط دکترمیری
1. آنچه را گذشته است فراموش کن و بدانچه نرسیده است رنج و اندوه مبر
2. قبل از جواب دادن فکر کن
3. هیچکس را تمسخر مکن
4. نه به راست و نه به دروغ قسم مخور
5. خود برای خود، زن انتخاب کن
6. به ضرر و دشمنی کسی راضی مشو
7. تا حدی که می توانی، از مال خود داد و دهش نما
8. کسی را فریب مده تا دردمند نشوی
9. از هرکس و هرچیز مطمئن مباش
10. فرمان خوب ده تا بهره خوب یابی
11. بیگناه باش تا بیم نداشته باشی
12. سپاس دار باش تا لایق نیکی باشی
13. با مردم یگانه باش تا محرم و مشهور شوی
14. راستگو باش تا استقامت داشته باشی
15. متواضع باش تا دوست بسیار داشته باشی
16. دوست بسیار داشته باش تا معروف باشی
17. معروف باش تا زندگانی به نیکی گذرانی
18. دوستدار دین باش تا پاک و راست گردی
19. مطابق وجدان خود رفتار کن که بهشتی شوی
20. سخی و جوانمرد باش تا آسمانی باشی
21. روح خود را به خشم و کین آلوده مساز
22. هرگز ترشرو و بدخو مباش
23. در انجمن نزد مرد نادان منشین که تو را نادان ندانند
24. اگر خواهی از کسی دشنام نشنوی کسی را دشنام مده
25. دورو و سخن چین مباش و نزدیک دروغگو منشین
26. چالاک باش تا هوشیار باشی
27. سحر خیز باش تا کار خود را به نیکی به انجام رسانی
28. اگرچه افسون مار خوب بدانی ولی دست به مار مزن تا تو را نگزد و نمیری
29. با هیچکس و هیچ آیینی پیمان شکنی مکن که به تو آسیب نرسد
30. مغرور و خودپسند مباش، زیرا انسان چون مشک پرباد است و اگر باد آن خالی شود چیزی باقی نمی ماند.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه پانزدهم مهر 1393 توسط دکترمیری

نوشته شده در تاريخ سه شنبه هشتم مهر 1393 توسط دکترمیری

مرد فقیری، غلامهای عمید خراسانی را دید كه لباسهای بسیار زیبا و پیراهنهای دیبا بر تن دارند. رو به آسمان كرد و گفت: «خدایا! بنده پروری را از عمید خراسانی یاد بگیر كه غلامهایش را با لباس زربافت و زیبا می آراید.» از قضا پس از اندك زمانی، بین عمید و یكی از امیرانش، جنگی در گرفت و عمید شكست خورد و فرار كرد. امیر، غلامهای عمید را دستگیر كرد و هر چه به آنها وعده و وعید داد و هرچه آنها را شكنجه كرد تا جای گنجینه عمید را به او بگویند نگفتند. وقتی آن مرد فقیر، وفا و همت والای آنها را دید، خودش انصاف داد و گفت: «بندگی را هم باید از بندگان عمید خراسانی یاد گرفت.»
تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مكن // كه خواجه خود روش بنده پروری داند


نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی و یکم شهریور 1393 توسط دکترمیری
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
  • دانلود فیلم
  • دانلود نرم افزار
  • قالب وبلاگ